معنی واژه غلهدان
4 بازدید
[ غَ لْ لَ / لِ غَ لَ / لِ ] (اِ مرکب) انبار غله. (ناظم الاطباء): صحبت چو غله نمی دهد باز جان در غله دان خلوت انداز.نظامی.[ غُ لْ لَ / لِ / غُ لَ / لِ ] (اِ مرکب) کوزه ای را گویند که سر آن را به چرم خام بگیرند و در میان آن سوراخی کنند، و راهداران و تمغاچیان دارند تا زری را که از مردم بستانند در میان آن کوزه بیندازند، و در بعضی مزارات و بقعه ها مجاوران و خادمان مثل کوزه دارند و زری را که مردمان به طریق نذر بیاورند در آن اندازند. (فرهنگ جهانگیری). به معنی غلک است و آن کوزه ای باشد که سر آن را به چرم گیرند و سوراخی در آن چرم کنند و تمغاچیان و راهداران و قماربازان و غیرهم زری که از مردم گیرند در آن ریزند، و با ثانی غیر مشدد هم به نظر آمده است. (برهان قاطع) (از آنندراج). غولک دان. (فرهنگ رشیدی) (آنندراج). غُلَّک. قلک. || به معنی زمین و گورستان نیز آمده است. (انجمن آرا). رجوع به مدخل بعد شود.