معنی غلندوش
7 بازدید
[ غَ لَ ] (اِ مرکب) در تداول عامه، کتف. منکب؛ به غلندوش گرفتن بچه را. قلمدوش. - به غلندوش گرفتن یا به غلندوش خود سوار کردن بچه را؛ او را بر یکی از دو دوش حمل کردن.
کلمات همقافیه با «غلندوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر