معنی غلن
7 بازدید
[ غَ ] (ع مص) غلن شباب؛ از حد درگذشتن جوانی و سرعت کردن آن. (منتهی الارب) (آنندراج). غلو جوانی. از حد گذشتن جوانی. (از اقرب الموارد). || آرام شدن. تسکین یافتن. (دزی ج ۲ ص ۲۲۵).
کلمات همقافیه با «غلن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لن» برای سرودن شعر