معنی غلل

معنی واژه غلل

4 بازدید
[ غَ لَ لْ ] (ع مص) تشنه گردیدن مرد یا شتر. (از منتهی الارب). تشنه شدن. (تاج المصادر بیهقی). || آب شیره نخوردن شتر. || (اِمص) سوزش و سختی تشنگی. یا تشنگی. سوزش شکم. (از منتهی الارب). تشنگی و سوزش. (غیاث اللغات) (آنندراج). العطش و قیل شدته، و قیل حرارته. (اقرب الموارد). || (اِ) بیماریی است مر گوسپندان را. (منتهی الارب). مرضی است گوسفند را. (از اقرب الموارد). || آب روان در میان درختان. ج، اَغلال. (منتهی الارب). آب که در میان درخت برود. (مهذب الاسماء). آبی که در میان درختان رود. (از اقرب الموارد). || آب بر روی ریگ که گاه پیدا و گاه ناپیدا شود. (منتهی الارب). آبی که جریان ندارد و بر روی زمین اندکی ظاهر شود و گاه ناپیدا و گاه پیدا گردد. (از اقرب الموارد). || پالونه. (منتهی الارب) (دهار). ظرفی مانند کفگیر که چیزها در آن صاف کنند. مصفاة. (اقرب الموارد). رجوع به پالونه شود. || گوشتی که هنگام پوست کندن بر پوست بماند. (از اقرب الموارد).
[ غُ لَ لْ ] (ع اِ) جِ غُلَّة. (اقرب الموارد). رجوع به غُلَّة شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید