معنی غلفتی کردن
6 بازدید
[ غِ لِ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول عامه غلفتی کردن لحاف، ابره را به آستر دوختن و پنبه را مساوی گستردن در میان آن دو. زیره و ابرهٔ لحاف یا توشک و امثال آن را چون کیسه به هم دوختن تا در آن پنبه یا پشم نهند و بار دیگر با خطوط یا گلها آستر و ابره و پنبه را به هم دوزند. لفافه بر لحاف کشیدن. || کاری را به روش ناصحیح و قلابی و الکی انجام دادن.
کلمات همقافیه با «غلفتی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر