معنی غلس
12 بازدید
[ غَ لَ ] (ع اِ) تاریکی آخر شب. (منتهی الارب) (دهار) (مهذب الاسماء) (آنندراج) (غیاث اللغات). ظلمة آخر اللیل، تقول: رأیت منک غلس الظلام خیالاً. (اقرب الموارد). ج، اَغلاس. (مهذب الاسماء). تاریکی آخر شب چون با سپیدی صبح درآمیزد، و آن همان است که به فارسی شبگیر گویند: و او را اعلام داد تا بگاهتر در غلس بیامد و در آن صفه زیر شادروان بنشست. (تاریخ بیهقی). خم روان کرده ز سحری چون فرس کرده کرباسی ز مهتاب و غلس. مولوی (مثنوی چ نیکلسون دفتر ۶ ص ۵۴۶).
کلمات همقافیه با «غلس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر