معنی غلبکن شدن
5 بازدید
[ غُ بَ کَ شُ دَ ] (مص مرکب) در تداول امروز، گرفتن جامه به میخ یا چیز نوک تیز دیگر و پاره شدن چون مثلثی که دو ضلع آن از اصل جدا شده و یک ضلع به جامه پیوسته باشد. در قدیم غلبکن گویا به معنی مطلق سوراخ می آمده است. و غُلبَه به معنی سوراخ است. غلبه کن شدن. رجوع به برهان قاطع ذیل غلبه شود.
کلمات همقافیه با «غلبکن شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر