معنی غلام گردش
7 بازدید
[ غُ گَ دِ ] (اِ مرکب) دیواری باشد حائل میان حرم سرا و دیوانخانه و در رباطات ولایات پیش حجره ها برآرند. (آنندراج) (بهار عجم). راهرو. کریدور. اطاقی که میان دو اطاق واقع شود و به هر دو آنها راه داشته باشد. ایوان دور عمارت. (فرهنگ نظام). راهرو اطراف بنائی بزرگ. در تداول مردم بروجرد: یک چلو دو خورش، ساختمانش دو اطاق و یک غلام گردش : از گردش سپهر غلام تو اختر است جایت غلام گردش آن طاق اخضر است. امیرخسرو (از بهار عجم) (آنندراج). کیوان غلام بارگه کبریای تست گردون غلام گردش دولت سرای تست. محمدسعید اشرف (از بهار عجم) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «غلام گردش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دش» برای سرودن شعر