معنی غلام ثعلب

معنی غلام ثعلب

7 بازدید
[ غُ مِ ثَ لَ ] (اِخ) عبدالواحدبن ابی هاشم بغدادی، مکنی به ابوعمر، و معروف به غلام ثعلب. او لغوی زاهد و از حافظان حدیث بود. از حفظ سی هزار ورقه لغت املاء کرد. او راست: کتاب «فضائل معاویه» و «غریب الحدیث». (از اعلام زرکلی ج ۲ ص ۶۰۷). ظاهراً زرکلی در نقل اشتباه کرده و غلام ثعلب را در دو مورد ذیل عبدالواحد و محمدبن عبدالواحد آورده است. رجوع به مدخل بعدی شود.
[ غُ مِ ثَ لَ ] (اِخ) محمدبن عبدالواحدبن ابی هاشم مطرز باوردی، مکنی به ابوعمر و ملقب به غلام ثعلب. او یکی از ائمهٔ لغت بود و به کثرت تصانیف مشهور است. به شغل تطریز لباس اشتغال داشت و از شهر باورد (MMM ابیورد واقع در خراسان) بود، و چون مدتی با ثعلب نحوی مصاحبت داشت به غلام ثعلب ملقب گردید. وی به بغداد درگذشت. او راست کتاب «الیواقیت»، «تفسیر اسماء الشعراء»، «المداخل» نسخهٔ خطی دربارهٔ لغت، «القبائل»، «یوم و لیلة»، «اخبار العرب» نسخهٔ خطی «العشرات» نسخهٔ خطی، علاوه بر اینها به کتاب «فصیح» ثعلب و کتاب «العینی» و «الجمهرة» استدراکاتی دارد و به هر یک از آنها جزئی لطیف افزوده است. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۹۳۸). صاحب روضات الجنات (چ ۱ طهران ص ۷۱۳) گوید: محمدبن عبدالواحد یکی از بزرگترین شاگردان ثعلب نحوی بود. وی به سال ۲۶۱ هـ .ق. متولد شد. ابن برهان گوید: کسی در لغت از متقدمان و متأخران داناتر از او نبود. خطیب بغدادی در تاریخ خود گوید: اهل لغت بر او طعن میکردند و میگفتند: اگر مرغی در هوا بپرد، او به نقل ثعلب از ابن اعرابی از آن خبر دهد و در آن چیزی گوید، لیکن اهل حدیث او را تصدیق کنند و موثق شمارند. این تصانیف ازوست: شرح الفصیح، فائت الفصیح، غریب مسند احمد، الرجال الموشح، فائت الجمهرة، فائت العین، ما انکره الاعراب علی ابی عبیدة و جز آن. او به سال ۳۴۵ هـ .ق. به بغداد درگذشت. صاحب کشف الظنون کتاب المکنون و المکتوم و کتاب المستحسن و کتاب الشوری و کتاب التفاحة را نیز به وی نسبت داده است. رجوع به کشف الظنون چ استانبول ج ۲ ستون ۱۴۳۱ و ۱۴۵۸ و ۱۴۶۲ و ج ۱ ستون ۴۲۶ شود.

کلمات هم‌قافیه با «غلام ثعلب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید