معنی غلامعلی
7 بازدید
[ غُ عَ ] (اِخ) (شیخ...) متخلص به حکیم از شعرای نیمهٔ اول قرن چهاردهم و از مردم شیراز بود. دیوانی از او در دست است که در حدود ۵۵۰۰ بیت دارد.[ غُ عَ ] (اِخ) از مورخان هند بود. او راست کتاب «شاه عالم نامه» در احوال شاه عالم. وی به سال ۱۲۲۱ هـ . ق. درگذشته است. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۵).[ غُ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان تورجان بخش بوکان شهرستان مهاباد که در ۲۵هزارگزی جنوب باختری بوکان، ۱۷۵۰۰گزی باختر شوسهٔ بوکان به سقز قرار دارد. محلی کوهستانی و معتدل سالم است. سکنهٔ آن ۱۱۳تن سنی کردی زبانند. آب آن از سیمین رود است. محصول آن غلات، توتون، و حبوبات است. شغل اهالی زراعت، گله داری، صنایع دستی و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ غُ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان که در ۱۲هزارگزی باختر قصبهٔ رزن و یک هزارگزی راه اتومبیل رو رزن به دمق قرار دارد سکنهٔ آن ۲۵تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ غُ عَ ] (اِخ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل که در ۱۱هزارگزی شمال باختری بنجار و ۳هزارگزی راه فرعی ادیمی به زابل قرار دارد. محلی جلگه ای است و هوای گرم و معتدل دارد. سکنهٔ آن ۳۷۶ تن شیعه اند که به فارسی بلوچی سخن میگویند. آب آن از رودخانهٔ هیرمند است و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت، گله داری، گلیم بافی و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «غلامعلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر