معنی غلامآباد
5 بازدید
[ غُ ] (اِخ) دهی است از بخش دره شهر شهرستان ایلام که در ۹هزارگزی شمال خاوری دره شهر و ۳هزارگزی شمال راه مالرو دره شهر به ماژین قرار دارد. جلگه و گرمسیر است، سکنهٔ آن ۲۵۸ تن شیعه هستند که به لهجهٔ لکی سخن میگویند. آب آن از رودخانهٔ سیکان است و محصول آن غلات، حبوبات، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد و مردم آن چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ غُ ] (اِخ) دهی است از دهستان گاورود بخش کامیاران شهرستان سنندج که در ۶۴هزارگزی شمال خاوری کامیاران و ۱۵هزارگزی شمال خاوری امیرآباد واقع است. کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۱۳۹تن سنی هستند. به زبان کردی سخن میگویند. آب آن از چشمه تأمین می شود. محصول آن غلات و لبنیات می باشد. و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵)[ غُ ] (اِخ) دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد که در ۲۹هزارگزی باختر الشتر و ۲۲هزارگزی باختر شوسهٔ خرم آباد به کرمانشاه قرار دارد. تپه ماهور و سردسیر است. سکنهٔ آن ۵۴ تن شیعه اند که به زبان لکی و فارسی سخن میگویند. آب آن از رودخانهٔ خیاط تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «غلامآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر