معنی غلاء
9 بازدید
[ غَ ] (ع مص) گران شدن نرخ. (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (مصادر زوزنی). گرانی نرخ. (مهذب الاسماء). قحط و گران شدن نرخ غله و هرچیز. (غیاث اللغات). گران گردیدن نرخ. (منتهی الارب). ضد رخص. بالا رفتن قیمت. (از اقرب الموارد):[ غِ ] (ع اِ) جِ غَلْوَة. (منتهی الارب). رجوع به غلوة شود.[ غِ ] (ع مص) به غایت برداشتن دست را در انداختن تیر، یا به نهایت قوت دور انداختن. (منتهی الارب). مصدر دوم باب مفاعله، از غالی ََ. (از اقرب الموارد). مغالاة. (اقرب الموارد). || مبالغه در کاری. || به بهای گران خریدن. (از اقرب الموارد). رجوع به مغالاة شود.
کلمات همقافیه با «غلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر