معنی غقیق
4 بازدید
[ غَ ] (ع مص) به معانی غَقّ در حالت مصدری. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). آواز جوشیدن دیگ. (تاج المصادر بیهقی). || (اِ) بانگ آب وقتی که در تنگ جای آید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غقیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر