معنی غفلت کردن
6 بازدید
[ غَ / غِ لَ کَ دَ ] (مص مرکب) غافل بودن. غفلت ورزیدن. غفلت داشتن. تغاضی. (منتهی الارب). رجوع به غفلت و غفلة شود: آن دیگری که تحرزی داشت... با خود گفت غفلت کردم. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «غفلت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر