معنی غفلتزده
6 بازدید
[ غَ / غِ لَ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) آنکه غافل باشد. رجوع به غفلت و غفلة شود: اشک حسرت نمک انباشته در چشم امید بخت غفلت زده در خواب گرانست هنوز. ملاشانی تکلو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «غفلتزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر