معنی غفص
7 بازدید
[ غَ ] (ص) تندار و لک و سطبر و فربه. این لفظ جز در فردوس اللغات در دیگر کتب معتبرهٔ لغات یافته نمیشود و ظاهراً در اصل گبز بوده به معنی سطبر و قوی چنانکه در برهان است . موافق قاعدهٔ فارسی کاف فارسی را به غین معجمه و بای موحده را به فا و زای معجمه را به سین مهمله بدل کرده غفس کردند، بعد سین مهمله را به دستور عربی و فارسی به صاد مبدل نمودند. (غیاث اللغات) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «غفص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فص» برای سرودن شعر