معنی غطو
4 بازدید
[ غَ طْوْ ] (ع مص) غطو لیل؛ تاریک شدن شب. (منتهی الارب) (آنندراج). تاریک شدن شب و پوشیدن تاریکی آن همه چیز را. (اقرب الموارد). || غطو ماء؛ بلند گردیدن آب و افزون شدن آن. (منتهی الارب) (آنندراج). بلند شدن آب. (از اقرب الموارد). || غطو شی ء؛ پوشیدن و فراگرفتن شی ء را. (منتهی الارب) (آنندراج). پوشانیدن چیزی را. (از اقرب الموارد).[ غُ طُوو ] (ع مص) به همهٔ معانی غَطو. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به غَطو شود.
کلمات همقافیه با «غطو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طو» برای سرودن شعر