معنی غطمطة
8 بازدید
[ غَ مَ طَ ] (ع مص) اضطراب موج دریا. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (تاج العروس): غَطْمَطَة بحر؛ فراوانی آب آن و بزرگ بودن امواج آن. (از اقرب الموارد). تطام الامواج. ج، غَطامِط. (نشوء اللغة العربیة). || جوشش دیگ. (منتهی الارب) (آنندراج). غلیان دیگ. (اقرب الموارد) (تاج العروس). || خروش توجبه در رودبار. (منتهی الارب) (آنندراج): غَطْمَطَة سیل؛ خروشیدن آن هنگام سرازیر شدن در وادی. (از اقرب الموارد). رجوع به نشوءاللغة العربیة ص ۱۱۸ شود.
کلمات همقافیه با «غطمطة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طة» برای سرودن شعر