معنی غطم
6 بازدید
[ غِ طَم م ] (ع ص، اِ) دریای بزرگ بسیارآب. (منتهی الارب) (آنندراج). البحر العظیم. (اقرب الموارد). دریا. (مهذب الاسماء). || مرد فراخ خوی کریم الاخلاق. (منتهی الارب) (آنندراج). الرجل الواسع الاخلاق. (اقرب الموارد): رجل غطم؛ واسع الخلق. (مهذب الاسماء). || گروه بسیار. (منتهی الارب) (آنندراج). جمع کثیر. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غطم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طم» برای سرودن شعر