معنی غطرشة
8 بازدید
[ غَ رَ شَ ] (ع مص) غطرشهٔ لیل؛ تاریک ساختن شب چشم کسی را. (از منتهی الارب) (آنندراج) . غطرش اللیل بصره: اظلم علیه، فغطرش بصره، لازم متعد. (اقرب الموارد). || تاریک شدن چشم کسی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || به معنی تغطرش؛ یعنی کوری نمودن از چیزی. تعامی. (از تاج العروس). || پنهان کردن. مکتوم کردن. (دزی ج ۲ ص ۲۱۶). || بزرگ منشی نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج). گردن ننهادن بر حق. فلان آذانه عن الحق مغطرشة، لاتذعن للحق. (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «غطرشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر