معنی غضوضة
6 بازدید
[ غُ ضو ضَ ] (ع مص) تازه روی گردیدن: غضّ فلان غضاضة و غضوضة. (منتهی الارب) (آنندراج). تازه شدن. (تاج المصادر بیهقی). غضوضة گیاه و جز آن؛ نضارت و طراوت آن، و صفت وی غضّ می آید. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غضوضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر