معنی غضان
7 بازدید
[ غِ ] (ع مص) بچهٔ ناتمام افکنی شتر ماده. (منتهی الارب) (آنندراج). القاء الناقة ولدها لغیر تمام. انداختن شتربچه را به طور ناقص؛ (اقرب الموارد).[ غَ / غُ ] (اِ) طعام پس مانده را گویند و به ضم اول هم گفته اند. (برهان قاطع) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «غضان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر