معنی غضار
6 بازدید
[ غَ ] (ع اِ) گل پاکیزهٔ خوشبوی برچسفان سبز. (منتهی الارب). گل خازه. (مهذب الاسماء). گل چسبنده و سبز و آزاد. (از اقرب الموارد): و لهم (لأهل الصین) الغضار الجید، و یعمل منه اقداح فی رقة القواریر یری ضوء الماء فیه. (مقصود چینی است). (اخبار الصین و الهند ص ۱۶). || خنور سفالین. کاسه ای که از گل مذکور سازند. (از اقرب الموارد). || سفال پاره ای که جهت دفع چشم زخم با خود دارند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || سفال سبز. (منتهی الارب).[ غُ ] (اِخ) نام کوهی است. ابن نجدهٔ هذلی گوید: تغنی نسوة کنقا غضار کأنک بالشید لهن رام.(از معجم البلدان). و «رام» به معنی فرزند است.
کلمات همقافیه با «غضار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر