معنی غصه خوردن
7 بازدید
[ غُ صْ صَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) غم و اندوه خوردن. غم و اندوه را در دل پنهان کردن و اظهار وی نکردن. (ناظم الاطباء). رجوع به غصه شود: باز رفتند و غصه میخوردند خواجه را جستجوی میکردند.نظامی. نباشد سود من زین قصه کردن به جز اندوه جان و غصه خوردن.نظامی. چون حاصل آدمی درین شورستان جز خوردن غصه نیست یا کندن جان. خیام. می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی گوید ترا که باده مخور گو هو الغفور.حافظ.
کلمات همقافیه با «غصه خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر