معنی غشیة

معنی غشیة

7 بازدید
[ غُ شْ یَ ] (ع اِ) پوشش. پرده. غُشایَة. و غِشایَة. مثله، یقال: علی بصره و قلبه غشیة و غشایة؛ ای غطاء. (منتهی الارب) (آنندراج).
[ غَ شْ یَ ] (ع اِمص) بیهوشی. (منتهی الارب) (آنندراج). به معنی غَشْیْ. (از اقرب الموارد). غش کردن. بیخود شدن. رجوع به غَشْیْ شود. || اسم مرت از غَشْیْ. رجوع به غَشْیْ شود. || حمی الغشیة؛ تبی است که گاه ورود آن غش آید. (بحر الجواهر). ظاهراً این همان نوبهٔ غش امروز است که مالاریای قوی است.
[ غِ شْ یَ / یِ ] (ع اِ) نوع بیهوشی. هیئت بیهوشی. (ناظم الاطباء) بنای نوع است از غَشْیْ.
[ غَ شی یَ ] (اِخ) نام جایی است از ناحیهٔ معدن القبلیة. به صورت عسیة نیز روایت شده است. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «غشیة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید