معنی غشمیر
7 بازدید
[ غِ ] (ع اِمص) سختی، یقال: اخذه بالغشمیر؛ ای بالشدة. (منتهی الارب) (آنندراج). شدت. (اقرب الموارد).[ غِ ] (اِخ) صاحب الاصابة گوید: غشمیربن خرشة قاری را ابن درید از صحابه شمرده است و بی شک او عمیربن خرشةبن عدی قاری است. رجوع به همین نام شود.
کلمات همقافیه با «غشمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر