معنی غشمرة
12 بازدید
[ غَ مَ رَ ] (ع اِمص) ستم. || (اِ) آواز. ج، غَشامِر. (منتهی الارب) (آنندراج). || خشم و غضب. (دزی ج ۲ ص ۲۱۳). || (مص) پیش آمدن توجبه. پیش آمدن سیلاب. || به نااستواری و گزاف کار کردن. ستم کردن. || خودرأیی کردن در حق و باطل و بی باکانه درآمدن در کار. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «غشمرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر