معنی غشاوة
8 بازدید
[ غِ / غَ / غُ وَ ] (ع اِ) به معنی غشوة. (منتهی الارب). پرده. (غیاث اللغات). پوشش. (ترجمان علامهٔ جرجانی). پرده و پوشش. (آنندراج). پوشش چشم. (دهار). غطاء. یقال: علی بصره و قلبه غشاوة؛ ای غطاء، و منه غشاوة اللحاف، و هی نسیج یجعل علی وجهه صوتاً له. (اقرب الموارد): زیرا که برگرفت به دست عقل ایزد غشاوه از دو جهان بینم.ناصرخسرو. || تاریکی چشم. (مهذب الاسماء). غشاوة یا غشاوةالبصر، بیماری در چشم . آفتی است که در چشم پیدا شود. تم. (برهان قاطع): و مرارة الحجل تنفع من الغشاوة والظلمة... (مفردات ابن البیطار). || چیزی است از زنگ که بر روی آیینهٔ قلب نشیند و چشم بصیرت را سست کرده بر آینهٔ آن تسلط پیدا کند. (از تعریفات جرجانی).[ غُ وَ ] (اِخ) یکی از ایام عرب است که در آن بسطام بن قیس بر بکربن وائل حمله کرد. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «غشاوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر