معنی غشاء
6 بازدید
[ غِ ] (ع اِ) پوشش. (دهار). پوشش دل و پوشش زین و شمشیر و جز آن. (منتهی الارب): غشاءالقلب و السرج والسیف و غیره؛ مایغشاه. ج، اَغشِیَة. (اقرب الموارد). پوشش دل. (مهذب الاسماء) پوشش و پرده و غلاف. (غیاث اللغات) (آنندراج). هرآنچه چیزی را بپوشاند. (ناظم الاطباء). حجاب. غشاوة. || پوست تنک و باریک که به هندی جهلی گویند. (غیاث اللغات) (آنندراج). || چیزی است از عصب و رباط بافته بر سان حریر و بر روی عضو و بر روی اندامهای دیگر چون دل و جگر و سپرز و حجاب (؟) و زَندرون شکم بر همهٔ پهلوها بر سان آستری اندرکشیده. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). قسمتی از اعضاء تن که سخت تنک و نازک است و چون شیشه و آب حاجب ماوراء نیست و بعضی قسمتهای عضلات و جز آن را پوشیده مانند غشاء مخاطی بینی، غشاء فانی رحم، غشاء زلالی، غشاء رطوبت مفصلی، غشاء مخی عظام. رجوع به پرده و حجاب و صفاق شود. - غشاء بیاضی؛ پردهٔ نازک لطیفی است که درون سطوح مفصلی متحرک و سطح داخلی رباطات را پوشانیده است. این پرده شبیه پرده های مصلیه میباشد و تفاوت در ماده ای است که از آنها ترشح میکند. از غشاء بیاضی مادهٔ لزجی شبیه به سفیدهٔ تخم مرغ میتراود و از این روست که آن را رطوبت بیاضی و آن پرده را پردهٔ بیاضی نامیده اند. رجوع به جواهر التشریح تألیف میرزاعلی ص ۱۶۸ شود. - غشاء سلولزی ؛ یا غشاء سلول یا غشاء گلوسیدی . یکی از سه قسمت اساسی سلول (غشاء، پرتوپلاسم و هسته) است و آن پوستهٔ نازک و شفافی است که پرتوپلاسم سلول را احاطه نموده و قسمت اعظم آن از سلولز تشکیل یافته است و از اینجهت نزد بعضی از دانشمندان به غشاء سلولزی معروف شده است. رجوع به سلول و گیاه شناسی ثابتی ص ۳۷ به بعد شود. - غشاء صلب؛ یکی از دو غشاء دماغ که در زیر استخوان کاسهٔ سر است. مقابل غشاء لین. رجوع به غشاء لین شود. - غشاء لین؛ یکی از دو غشاء دماغ است. غشائی که بر دماغ پوشیده آن را غشاء لین گویند و غشائی که در زیر استخوان کاسهٔ سر است آن را غشاء صلب نامند. (از ذخیرهٔ خوارزمشاهی). - غشاء مخاطی؛ یا پردهٔ مخاطی. همان مخاط بینی است و آن طبقهٔ نازکی است که تمام پستی و بلندیهای جدار و حفرات بینی را میپوشاند و آن را پیتوئیتر گویند، در قسمت تحتانی این مخاط به واسطهٔ عروق زیاد قرمزرنگ است و فقط برای گرم کردن هوائی است که از این راه گذشته به حلق و ریتین میرود. قسمت عمقی یا قسمت فوقانی و سقف بینی زردرنگ است و آن را ناحیهٔ شامه ای گویند. انتهای سلولهای عصبی شامه در این منطقه گسترده شده و بوی اشیاء در این ناحیه درک میشود. رجوع به مخاط و کالبدشناسی دکتر نیک نفس ص ۲۵۱ شود. - غشاء هسته؛ غشاء نازک بیاض البیضی و البومینوئیدی است که اطراف هستهٔ سلول را احاطه کرده است. رجوع به سلول و گیاه شناسی ثابتی ص ۸۶ شود.
کلمات همقافیه با «غشاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر