معنی غسیل
8 بازدید
[ غَ ] (ع ص) شسته. مذکر و مؤنث در وی یکسان است. ج، غَسلی ََ، غُسَلاء، غُسالی ََ. یقال: هم غسلی و غسلاء، و هن غسالی. (منتهی الارب) (آنندراج). شسته شده. مغسول. مغسولة. (اقرب الموارد). غسل داده شده. غَسل شده. رجوع به غُسل و غَسل شود. || گشن که گشنی بسیار کند و باردار نسازد و همچنین است مرد. (از منتهی الارب) (آنندراج). فحل غسیل؛ ای کثیر الضراب و لایلقح. و کذا الرجل. (قطر المحیط).[ غِ سْ سی ] (ع ص) گشن که گشنی بسیار کند و باردار نسازد و همچنین است مرد. (از منتهی الارب): فحل غسیل؛ ای کثیر الضراب و لایلقح، و کذا الرجل. (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «غسیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر