معنی غسو
5 بازدید
[ غَ سْ وْ ] (ع مص) رجوع به غُسُّوّ شود.[ غُ سْ سُ وو ] (ع مص) تاریک گردیدن شب. (منتهی الارب) (آنندراج). تاریک شدن شب. (مصادر زوزنی). غسا اللیل غسواً بالفتح، و فی الصحاح و المحکم غسا غُسُوّاً کسمو؛ اظلم. (تاج العروس). || غسا الشیخ؛ نیک پیر شد. (منتهی الارب) (آنندراج): شیخ غاس؛ قد طال عمره، عن «اللیث» و المعروف بالعین. (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «غسو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سو» برای سرودن شعر