معنی غسل زدن
[ غُ زَ دَ ] (مص مرکب) غسل کردن. غسل آوردن. اغتسال. رجوع به غسل شود: غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز. حافظ.
کلمات همقافیه با «غسل زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر