معنی غسل تعمید

معنی غسل تعمید

[ غُ لِ تَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) صاحب قاموس کتاب مقدس (ص ۲۵۷) آرد: غسل تعمید یکی از قواعد مقدسهٔ دینی است که قبل از ظهور مسیح معروف بود و آنجناب آن را از جملهٔ فرایض کلیسا قرار داد. (انجیل متی ۲۸: ۱۹، مرقس ۱۶:۱۶). که چون آب را به اسم تثلیث الوحدهٔ مقدس استعمال کنند علامت طهارت از نجاست و ناپاکی (از) گناه است و نسبت آن شخص را با کلیسای مسیح معین می نماید. دربارهٔ تعمید در میان مسیحیان اختلاف است. بعضی بر آنند که باید بدن شخص را در آب فروبرد، و دیگران گویند که باید سه مرتبه در آب فرورود، و جمعی بر آنند که اطفال را جایز نیست بلکه باید شخص مؤمنی که توانایی اقرار گناهان خود را دارد تعمید یابد، تعمید یحیی تعمیددهنده (یحیی واعظ عدالت و تعمید) اشاره به طهارت باطنی است که نتیجهٔ توبهٔ حقیقی میباشد. اما تعمید برای اموات جز یک دفعه در کتاب ذکر نشده است و آن اشاره به عادتی است که در میان مسیحیان سلف شایع بود، و شخص زندهٔ تعمیدداده آن را در عوض تعمید شخص مؤمن متوفای تعمیدنیافته محسوب میکرد، لیکن کلیسا بعد از چندی این عادت را ترک نمود و جز در نزد بدعتیان معمول نبود.

کلمات هم‌قافیه با «غسل تعمید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید