معنی غسر
5 بازدید
[ غَ ] (ع مص) برجستن گشن بی خواهش ناقه. (منتهی الارب) (آنندراج): غسر الفحل الناقة؛ ضربها علی غیر ضبعة. (قطر المحیط). || سخت گرفتن بر غریم. (منتهی الارب) (آنندراج). صاحب اقرب الموارد گوید: و قالوا غسره عن الشی ء و عسره بمعنی واحد، و لم ار من فسر معنی عسره عنه -انتهی.[ غَ سَ ] (ع اِ) آنچه باد در پارگین اندازد. (منتهی الارب) (آنندراج). چیزی که باد در غدیر اندازد. (از اقرب الموارد).[ غَ سِ ] (ع ص) کار درهم آمیخته و مشتبه. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «غسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر