معنی غسانیة
7 بازدید
[ غَ سْ سا نی یَ ] (ع اِ) غذائی است که از خمیر سیب زمینی و عسل و زعفران درست کنند. (دزی ج ۲ ص ۲۱۳).[ غَ سْ سا نی یَ ] (اِخ) گروهی از مرجئه، و از یاران غسان کوفی میباشند. گویند ایمان عبارت است از شناسایی حق و پیمبرش، و بر آنچه از هر دوی آنان رسیده بر سبیل اجمال، نه بر طریق تفصیل. و ایمان کم و زیاد شود، و قید اجمال در شناسایی، مانند آنکه میگویند: حج واجب است، اما اگر ندانستیم کعبه کجاست، و شاید جایی غیر از مکه باشد، یا خداوند محمد(ص) را مبعوث کرد، ولی نمیدانیم همان کس است که از مدینه ظهور کرد یا غیر اوست، بر ما حرجی نیست. و غسان این اقوال را از تعلیمات ابوحنیفه نقل میکند در صورتی که نسبت این گفتار به او افتراء است. (از کشاف اصطلاحات الفنون). رجوع به ترجمهٔ الفرق بین الفرق چ مشکور، ص ۲۰۸ شود.[ غَ سْ سا نی یَ ] (اِخ) زنی ادیبه از ادبای مشهور اندلس بود و چون از مملکت بجانه بود به غسانیه بجانیه معروف است. از اشعار اوست: عهدتم و العیش فی ظل وصلهم انیق و روض الوصل اخضر فینان لیالی سعد لایخاف علی الهوی عتاب و لایخشی علی الوصل هجران. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «غسانیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر