معنی غزیرة
5 بازدید
[ غَ رَ ] (ع ص) تأنیث غزیر. رجوع به غزیر شود. || بسیارشیر از ناقه و جز آن. ج، غِزار. (منتهی الارب). اشتر بسیارشیر. (مهذب الاسماء). الکثیرةالدّر. (اقرب الموارد). || بسیارآب از چاه و چشمه. (منتهی الارب): الغزیرة من الآبار و الینابیع؛ الکثیرةالماء. (اقرب الموارد). || چشم بسیاراشک. (منتهی الارب): الغزیرة من العیون؛ الکثیرةالدمع. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غزیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر