معنی غزوهٔ ذاتالسلاسل
5 بازدید
[ غَ زْ وَ یِ تِسْ سَ سِ ] (اِخ) یا ذات السلسل. رسول خدا عمروبن عاص را به «بلیّ» و «عُذره» فرستاد تا مردم را به اسلام دعوت کند. هنگامی که عمرو به زمین جذام که آن را سلاسل نیز گویند رسید ترسید و از پیغامبر کمک خواست. وی ابوعبیدةبن جراح را با گروهی از مهاجران که در میان ایشان ابوبکر و عمر بود فرستاد و به ابوعبیدة فرمود که با عمرو عاص اختلاف مکنید، و ابوعبیدة از عمرو اطاعت کرد. عمرو با ۵۰۰ تن حرکت کرد و به بلاد بلی داخل شد و بر آنجا استیلا یافت و به هر جای که میرسید به او خبر میدادند که گروهی آنجا بوده اند و چون آمدن او را شنیده اند پراکنده شده اند. عمرو همچنان پیش میرفت تا به أقصای بلاد بلی و عذره و بلقین رسید. و در آخر کار گروهی را دید و با آنان ساعتی جنگید و آنان را شکست داد. (از تاریخ ابن اثیر ج ۲ ص ۱۱۱ و امتاع الاسماع صص ۳۵۲ -۳۵۳ به اختصار). رجوع به طبقات ابن سعد چ بیروت ۱۳۷۶ هـ . ق. ج ۲ ص ۱۳۱ شود.
کلمات همقافیه با «غزوهٔ ذاتالسلاسل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سل» برای سرودن شعر