معنی غزنویان

معنی غزنویان

5 بازدید
[ غَ نَ ] (اِخ) سلاطین غزنوی. حکومت غزنویان به دو دوره تقسیم میشود: دورهٔ اول حکومت غزنویان: در اواخر عهد سامانیان بر اثر تسلط غلامان ترک نژاد در دستگاه دولتی و بروز اختلاف در میان امرا و وزرا و صغر سن شاهان و ضعف و عدم تدبیر آنان و فشارهای پیاپی آل بویه بر خراسان، زمام ادارهٔ ممالک وسیع از دست اولیای آن دولت بیرون رفت، چنانکه خراسان و ماوراءالنهر را مدتی دراز جنگ و اختلاف و خونریزی و نفاق فراگرفته، و حالتی پیش آمده بود که در این بیت فردوسی که خود ناظر بر همین اوضاع بود خلاصه میشود: زمانه سراسر پر از جنگ بود به جویندگان بر جهان تنگ بود. وقت امرای دولت سامانی از حدود سال ۳۷۰ هـ . ق. به بعد به سعایت و کشتن یکدیگر و عصیان بر پادشاهان میگذشت، و از آن جمله است وضعی که بر اثر سعایت امرا میان منصوربن نوح (۳۵۰-۳۶۶) هـ . ق. و البتکین حاجب از غلامان سامانیان که به مرتبهٔ سپهسالاری خراسان رسیده و پیش از سلطنت منصور؛ یعنی در عهد حکومت عبدالملک این سمت را داشته بود پدید آمد، و او را ناگزیر کرد که با غلامان خود و دسته ای سپاه مجهز از خراسان بیرون رود، و حکومتی در خارج از قلمرو سلطنت سامانیان در شهر غزنه تشکیل دهد (۳۵۱ هـ . ق.)، لیکن هنوز چندی از استقرار او در آن دیار نگذشته بود که درگذشت، و جانشینان او تا حدود سال ۳۶۶ هـ . ق. کاری از پیش نبردند. در این سال یکی از غلامان البتکین به نام سبکتکین که در دستگاه البتکین به مراتب عالی ارتقا جسته و داماد او شده بود جای خداوند خود را گرفت. از این هنگام حکومت غزنوی از مشرق و مغرب توسعه یافت، چنانکه سبکتکین در ولایت سند شروع به فتوحاتی کرد. و از سال ۳۸۴ هـ . ق. هم به درخواست منصوربن نوح برای اطفاء نایرهٔ طغیان آل سیمجور و فائق بر خراسان تاخت و آن را تصرف کرد و سپهسالاری آن را با لقب سیف الدوله برای پسر خود محمود گرفت، لیکن به پیروی از سیرت البتکین نسبت به امرای سامانی حق ناشناسی نکرد، و اطاعت ظاهری خود را همچنان محفوظ داشت، و بعد از فوت او (۳۸۷ هـ . ق.) محمود نیز که در سپهسالاری خراسان باقی مانده بود همچنان در ظاهر نسبت به امرای آل سامان راه اطاعت میسپرد تا در سال ۳۸۹ هـ . ق. به نحوی از اطاعت آنان بیرون آمد، و مقارن همین اوقات امرای آل افراسیاب حکومت سامانی را در ماوراءالنهر برانداختند، و محمود رسماً خراسان و خوارزم را بر متصرفات خود افزود. محمود از پادشاهان بزرگ ایران و یکی از فاتحان مشهور تاریخ اسلامی و از مردانی است که در تاریخ ایران و اسلام مقام بسیار بزرگی را حائز شده است. او بعد از آنکه برادر خود اسماعیل (۳۸۷-۳۸۸ هـ . ق.) را که به وصیت پدر جانشین او بود از امارت معزول کرد، همهٔ متصرفات غزنویان را در دست گرفت و بر اثر شجاعت و تدبیر به فتوحات پی درپی ایران و هند توفیق یافت، چنانکه در سال ۴۲۱ هـ . ق. که سال فوت او بود از حدود ری و اصفهان تا خوارزم و ولایت گجرات و سواحل عمان در هندوستان در تصرف او بود. او نخستین کسی است که از میان پادشاهان عنوان سلطنت بر وی نهاده شد، و این از لفظ امیر خلف بانو بود (رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ۴۰۶ شود). محمود مردی جنگجو و مدبر و باسیاست و در همانحال متعصب و سختگیر و علاقمند به جمع مال بود. بعد از او پسرش محمد چندماهی حکومت کرد، ولی مسعود که هنگام فوت پدر در عراق بود به خراسان لشکر کشید، و سران سپاه غزنوی محمد را اسیر کردند، و بر مسعود به جای پدر به سلطنت سلام گفتند، و او تا سال ۴۳۲ هـ . ق. سلطنت میراند، و اگر چه مردی شجاع بود ولی شرابخوارگی و عیاشی و سوءتدبیر سلطنت او را از میان برد و مایهٔ غلبهٔ آل سلجوق بر ایران شد، و دورهٔ اول غزنوی با شکست او از سلجوقیان در نزدیک حصار دندانقان مرو (۴۳۱ هـ . ق.)، و قتل او به دست غلامانش هنگام فرار از غزنین (۴۳۲ هـ . ق.) به پایان رسید. دربار غزنویان در این دوره مشحون بود به وجود شاعران بزرگ، زیرا دورهٔ آنان از وجود کسانی برخوردار بود که در اواخر عهد سامانی تربیت شده و در آغاز قرن پنجم هجری قمری شهرت یافته بودند، مانند: فردوسی، عنصری، فرخی، و جز آنان. دورهٔ دوم حکومت غزنویان: بعد از آخرین شکست سپاهیان غزنوی به سال ۴۳۱ هـ . ق. نزدیک حصار دندانقان مرو که سخت ترین انهزام غزنویان از سلجوقیان بود، سلطان مسعود غزنوی به سرعت به جانب غزنین عقب رفت، و به قول خود او که میگفت: «به مرو گرفتیم و هم به مرو از دست برفت» بعد از این شکست خراسان و خوارزم و گرگان و ری و اصفهان از چنگ غزنویان برفت. سلطان مسعود هنگام عقب نشینی به غزنین نامه ای به ارسلان خان از ایلک خانیهٔ ماوراءالنهر نوشت و از او مدد خواست، و بعد از رسیدن به غزنین نیز بار دیگر این خواهش را تکرار کرد لیکن اثری از یاوری خان مشهود نشد، و تکرار وقایع ناگوار مسعود را روز به روز نومیدتر میکرد تا سرانجام راه هندوستان پیش گرفت، و بنه و اثقال و خزاین و کسان و بستگان را از غزنین بیرون برد، و فرزند خود امیر مودود را امارت بلخ داد، و با خواجه احمدبن محمدبن عبدالصمد وزیر بدانسوی فرستاد. بعد از حرکت از غزنین هنگامی که مسعود و سپاهیانش به نزدیک رباط ماریکله رسیدند غلامان و لشکریان بر خزاین سلطان زدند، و آن را غارت کردند، و امیر محمد را که همراه سلطان آورده بودند به امارت برداشتند، و مسعود را که در رباط ماریکله حصاری شد اسیر کردند، و به قلعهٔ کسری بردند و در تاریخ یازدهم جمادی الاولی سال ۴۳۲ هـ . ق. بکشتند. امیر مودود بعد از آگهی از واقعهٔ مسعود به غزنین تاخت و کار بساخت، و با محمد و فرزندان و لشکریان عاصی جنگید، و همهٔ مخالفان پدر را از میان برد. دورهٔ دوم حکومت غزنوی بدینگونه آغاز شد، و از ۴۳۲ تا ۵۸۲ یا ۵۸۳ هـ . ق. یعنی یکصدوپنجاه سال ادامه یافت. در این دوره از مودود تا تاج الدوله خسرو ملک سیزده پادشاه بر جای محمود غزنوی تکیه زدند، که در میان آنان طغرل کافرنعمت (غاصب) یکی از غلامان غزنوی نیز بود، که عزالدوله عبدالرشید پادشاه غزنوی را در سال ۴۴۰ هـ . ق. به قتل آورد، و تا ۴۴۴ هـ . ق. به غصب حکومت راند. از دورهٔ سلطنت مودود تا عهد پادشاهی ابراهیم بن مسعود مدتی میان سلجوقیان و غزنویان جنگ و ستیز ادامه داشت تا سلطان ابراهیم و ملک شاه صلح کردند بر اینکه هیچیک از جانبین قصد مملکت دیگری نکند. شاهان غزنوی پس از شکست مسعود از سلاجقه تنها به افغانستان و سیستان و ولایت سند اکتفا کردند، لیکن به تدریج دایرهٔ حکومت ایشان تنگ تر شد خاصه که سلاطین غوری در این میان قوت میگرفتند، و قلمرو حکومتشان گشایش مییافت، و حتی غزنین را نیز در اواخر عهد غزنویان؛ یعنی در پایان عهد سلطنت خسرو شاه بن بهرامشاه (۵۴۷-۵۵۵ هـ . ق.) از دست آنان بیرون آوردند، و بنا بر بعضی از اقوال پایتخت غزنویان بعد از این واقعه به لاهور انتقال یافت، تا آن شهر را نیز به سال ۵۸۳ هـ . ق. غیاث الدین غوری بگرفت، و خسرو ملک آخرین پادشاه غزنوی را مقید و محبوس کرد، و سپس او و همهٔ شاهزادگان غزنوی را از میان برد. دورهٔ دوم حکومت غزنوی اگر چه از حیث تأثیر در سرنوشت سیاسی ایران بی ارزش است لیکن برای اشاعهٔ زبان و ادب فارسی خالی از اهمیت نیست، زیرا اولاً ادامهٔ حکومت در متصرفات غزنوی هند باعث شد که زبان و ادب پارسی در آنجا بیشتر ریشه کند و رواج یابد، و ثانیاً بعضی از پادشاهان غزنوی که بعد از مسعود حکومت کردند غالباً دوستداران شعر و ادب بودند، و عده ای از شاعران بزرگ مانند مسعودبن سعدبن سلمان و عثمان مختاری و سیدحسن غزنوی و سنایی غزنوی و ابوالفرج رونی و جز آنان در دستگاه ایشان زیسته، و ایشان را مدح گفته اند. (از تاریخ ادبیات در ایران تألیف دکتر صفا ج ۱ صص ۲۱۳ -۲۱۵ وج ۲ صص ۳ -۵). پادشاهان و امرای غزنوی عبارت بودند از: پسران سبکتکین . ۱ -الب تکین .۳۵۱ ۲ -ابواسحاق ابراهیم بن الب تکین.۳۵۲ ۳ -بلکاتکین (غلام الب تکین).۳۵۵ ۴ -پیری (غلام الب تکین).۳۶۲ پسران سبکتکین: ۵ -ناصرالدوله سبکتکین (غلام الب تکین).۳۶۷۶ -اسماعیل بن سبکتکین.۳۸۷ ۷ -یمین الدوله ابوالقاسم محمودبن سبکتکین .۳۸۹۸ -جلال الدوله محمدبن محمود مکحول .صفر۴۲۱ ۹ -ناصر دین اللََّه مسعود [ اول ] ابن محمود.شوال ۴۲۱محمد (برای بار دوم حکومت کرد و به سال ۴۳۳ هـ . ق. کشته شد). ۱۰ -شهاب الدوله ابوسعد مودودبن مسعود (متوفی به سال ۴۴۰ هـ . ق.).۴۳۳ ۱۱ -مسعود [ دوّم ] ابن مودود (طفلی که چند هفته حکومت کرد). ۴۴۰ ۱۲ -بهاء الدوله ابوالحسن علی بن مسعود [ اوّل ] .رجب ۴۴۰ ۱۳ -عزالدوله عبد الرشیدبن محمود.۴۴۱طغرل غاصب (غلام محمود بود ۴۰ روز حکومت کرد و به سال ۴۴۴ درگذشت). ۱۴ -جمال الدوله فرخزادبن مسعود.۴۴۴. ۱۵ -ظهیرالدوله ابراهیم بن مسعود، ملک مؤید جلال الدین.۴۵۱ ۱۶ -علاءالدوله ابوسعد مسعود [ سوم ] ابن ابراهیم.۴۹۲ ۱۷ -کمال الدوله شیرزادبن مسعود.۵۰۸ ۱۸ -سلطان الدوله ارسلان شاه بن مسعود. ۵۰۹ ۱۹ -یمین الدوله بهرامشاه بن مسعود (نایب سنجر).جمادی الاولی ۵۱۲ ۲۰ -معزالدوله خسرو شاه بن بهرام.۵۴۷۲۱ -تاج الدوله خسرو ملک بن خسرو شاه .۵۵۵ الفتح الغوری (متوفی به سال ۵۸۲ هـ . ق.) (از معجم الانساب تألیف زامباور ترجمهٔ عربی چ ۱۹۵۲م. صص ۴۱۶-۴۱۸). رجوع به آل ناصرالدین و ترجمهٔ طبقات سلاطین اسلام استانلی لین پول صص ۲۵۵ -۲۶۱ و دستور الوزراء، صص ۱۳۶ -۱۴۷ و فهرست تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی تألیف دکتر صفا و تتمهٔ صوان الحکمة ص ۱۸۳ و فهرست سبک شناسی ج ۱ و ۲ و فهرست تاریخ گزیده و دائرة المعارف اسلام ذیل غزنویان و مقالهٔ اولیور در مجلهٔ آسیائی بنگاله تحت عنوان تنزل سامانیان در جلد پنجم قسمت اول سال ۱۸۸۶م. شود.
[ غَ نَ وی یا ] (اِخ) جِ غزنوی در حالت رفع، و آن منسوب به غزنه است. صاحب النقودالعربیة (ص ۲۴۶) گوید: غزنویان غلط است و صحیح آن غزنیون میباشد که به طور غلط شهرت یافته و بر زبانها افتاده و کسی بدان توجه نکرده است. رجوع به غزنوی و غزنویه و فهرست النقودالعربیة شود. || سلاطین و حکام غزنوی. رجوع به غزنویان شود.

کلمات هم‌قافیه با «غزنویان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید