معنی غزر
10 بازدید
[ غَ ] (ع مص) بسیارشیر گردیدن ناقه. (منتهی الارب). بسیار شدن شیر. || بسیار شدن اشک چشم. (منتهی الارب). || بسیار شدن باران. (مصادر زوزنی). || بسیار شدن علم. (مصادر زوزنی). || افزون گشتن چیز. (منتهی الارب). اسم است به معنی کثرت. (اقرب الموارد): غزر آب، و جز آن، کثرت آن، تقول: «ماطاب و نزر خیر مما خبث و غزر». (از اقرب الموارد). رجوع به ُغزر و غزارت شود. || نگاه کردن. (دزی ج ۲ ص ۲۱۰). || (اِ) آوندی است که آن را از گیاه دوخ و برگ خرما سازند. (از منتهی الارب) (آنندراج). آنیة من حلفاء و خوص. (اقرب الموارد).[ غُ ] (ع مص) بسیارشیر گردیدن ناقه. || بسیاراشک شدن چشم. غزارت. || افزون گشتن چیزی. (منتهی الارب): غزر آب و جز آن؛ کثرت آن. (اقرب الموارد). غَزر. غزارت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به غَزر شود.[ غُ ] (ع اِ) غَزر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به غَزر شود.[ غُ ] (ع مص) گزیدن کسی را از دیگران و خاص کردن. || آویختن بر شتر پشم رنگین جهت دفع چشم زخم، دربارهٔ بچه نیز به کار رود. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «غزر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زر» برای سرودن شعر