معنی غزة
7 بازدید
[ غَ زْ زَ ] (ع اِ) مرّت. (اقرب الموارد). کرّت. بار. نوبت. تارة.[ غَ زْ زَ ] (اِخ) شهری است به فلسطین، و امام شافعی رحمةاللََّه علیه در آن متولد شد و هاشم بن عبدمناف جد نبی(ص) در شهر مزبور درگذشت، و این نام را مطرودبن کعب به صورت جمع آورده و گفت : و هاشم فی ضریح عند بلقعة تشفی الریاح علیه وسط غزّات. (از منتهی الارب). اولین شهر شام از سوی مصر به ساحل بحرالروم (ابن بطوطة). اولین شهر از شهرهای پنجگانهٔ فلسطینیان است. (قاموس کتاب مقدس). یاقوت در معجم البلدان گوید: غزه از اقلیم سوم است و طول آن از جهت مغرب ۵۴ درجه و ۵۰ دقیقه و عرض آن ۳۲ درجه است و به قولی از اقلیم چهارم میباشد. شهری است در اقصای شام از ناحیهٔ مصر، و از عسقلان دو فرسخ یا کمتر از آن فاصله دارد، و آن از نواحی فلسطین در مغرب عسقلان است. ابوذؤیب هذلی گوید: فما فضلة من اذرعات هوت بها مذکرة عنس کهازئة الضحل سلافة راحٍ ضمنتها اداوة مقیّرة ردف لمؤخرة الرحل تزوّدها من اهل بُصری و غزة علی جسرة مرفوعة الذیل و الکفل بأطیب من فیها اذا جئت طارقاً و لم یتبین صادق الافق المجلی. قبر هاشم جد رسول اللََّه در آنجاست و به همین سبب آن را غزة هاشم نامند. ابونواس گوید: و أصبحن قد فوّزن من ارض فطرس و هنّ عن البیت المقدس زور طوالب بالرکبان غزة هاشم و بالفرما من جاجهنّ شقور. و امام ابوعبداللََّه محمدبن ادریس شافعی نیز در آنجا ولادت یافت و در هنگام کودکی او را بحجاز بردند و در آنجا اقامت کرد. او دربارهٔ غزه گوید: و انی لمشتاق الی ارض غزة و ان خاننی بعد التفرق کتمانی سقی اللََّه ارضاً لو ظفرت بتربها کحلت به من شدّة الشوق اجفانی. (از معجم البلدان). غزه مرکز «قطاع غزه» است که بندری است و امروزه دارای فرودگاه و مدرسهٔ صنعتی و دانشکده ای میباشد. سکنهٔ آن در سال ۱۹۵۴ م. ۶۰۰۰۰ تن بوده است. (از الموسوعة العربیة). رجوع به نزهة القلوب چ لیدن ص ۲۵۰ و ۲۷۱ و العقد الفرید چ قاهره ۱۳۵۹ هـ . ق. ج ۱ ص ۹۶ و تاریخ غازان ص ۱۳۰ و تاریخ ایران باستان ج ۱ ص ۴۸۸ و ج ۲ ص ۱۳۴۷، ۱۳۴۸، ۱۳۵۰، ۱۳۵۱، ۱۳۵۲، ۱۳۵۳، ۱۳۷۶، ۱۴۴۷، ۱۵۱۰، ۱۰۳۲، ۱۷۲۱، ۱۹۴۰ و ج ۳ ص ۲۰۳۲، ۲۰۴۳، ۲۰۳۵، ۲۰۳۶، ۲۰۳۸، ۲۰۴۳، ۲۰۸۳ و تاریخ مغول ص ۱۹۳، ۱۹۵، ۲۷۲، ۲۷۳، مجمل التواریخ و القصص ص ۱۴۳، ۲۰۶، ۴۷۹ شود. || قطاع غزه امروزه سرزمینی است محصور میان منطقهٔ متصرفی اسرائیل از فلسطین و سینا و دریا. سابقاً جزئی از فلسطین بود اکنون تحت تصرف مصر میباشد و با نظام خاصی اداره میشود. طول آن ۲۵ میل و عرض آن از ۳ تا ۵ میل است. ۱۸۰۰۰۰ سکنه دارد، و شامل غزه (مرکز)، «خان یونس»، «دیر البلخ» و «رفح» میباشد. (از الموسوعة العربیة).[ غَ زْ زَ ] (اِخ) شهری است به افریقیه. (منتهی الارب). شهری در افریقیه است که از قیروان سه روز فاصله دارد، و قافله هایی که الجزائر را قصد کنند در آنجا فرودآیند. (از معجم البلدان).[ غَ زْ زَ ] (اِخ) منزلی است مر بنی حطامة را. (منتهی الارب).[ غَ زْ زَ ] (اِخ) ریگ توده ای است به بلاد بنی سعد. (منتهی الارب). ریگ توده ای در بلاد بنی سعدبن زید مناةبن تمیم است و در آن آبگیرهای بسیار و درخت خرما پیدا شود. و «اخطل» در وصف شتر خود گوید: کأنها بعد ضمّ السیر خیلها من وحش غزة موشیّ الشوی لهق. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «غزة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زة» برای سرودن شعر