معنی غزا کردن
8 بازدید
[ غَ کَ دَ ] (مص مرکب) جنگ کردن با دشمنان دین. جنگ کردن. رجوع به غزا شود: ابوموسی هروقت از بصره تاختن آوردی به اعمال پارس، و غزا کردی و بازگشتی. (فارسنامهٔ ابن البلخی چ لیدن ص ۱۱۴). ای علم خضر غزایی بکن وی نفس نوح دعایی بکن.نظامی. یکی گفتش ای یار شوریده رنگ تو هرگز غزا کرده ای در فرنگ. سعدی (بوستان). بعضی گویند که مراد، مصالح غزا کردن با دشمنان دین است. (تاریخ قم ص ۱۷۲). هرسال بدین ناحیت می آمدند و غزا میکردند. (تاریخ قم ص ۲۶۱). هرسال با ما غزا کنند و غارت کنند. (تاریخ قم ص ۲۶۳).
کلمات همقافیه با «غزا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر