معنی غزالچشم
8 بازدید
[ غَ چَ / چِ ] (ص مرکب) آنکه چشم وی به چشم غزال ماند: غزال چشم نگاری که بر شکار دلم شده ست چیره تر از شیر بر شکار غزال. سوزنی. صاعقه هیبتی، گورسرینی، غزال چشمی. (سندبادنامه ص ۲۵۱ در وصف اسب). از این کشیده قدی، گشاده خدی، لاغرمیانی، فربه سرینی، غزال چشمی. (سندبادنامه ص ۲۳۷).
کلمات همقافیه با «غزالچشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر