معنی غر و لند زدن
8 بازدید
[ غُ رْ رُ لُ زَ دَ ] (مص مرکب) آهسته سخن گفتن از سر خشم و اعتراض. غر زدن. غرغر کردن. قر زدن. قرقر کردن. غر و لند کردن. لند و لند کردن. ژکیدن.
کلمات همقافیه با «غر و لند زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر