معنی غریقگشته
7 بازدید
[ غَ گَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) غرق شده. غرق گشته. مستغرق. رجوع به غرق و غرق شده شود: مردی غریق گشتهٔ بحر تحیرم رندی غریب مانده به کوی قلندرم. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۳۱۳).
کلمات همقافیه با «غریقگشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر