معنی غریف

معنی غریف

5 بازدید
[ غَ ] (ع اِ) نی. (منتهی الارب) (آنندراج). قصباء. (اقرب الموارد). گیاه دوخ. (منتهی الارب) (آنندراج). حلفاء. || بیشه. غیضه. (اقرب الموارد). بیشهٔ شیر. (ملخص اللغات) (مهذب الاسماء). || آب زمین پست نیستان. || درخت انبوه درهم از هر جنسی که باشد، یا درختان انبوه از بردی و حلفاء، و گاهی درختستان ضال و سلم درهم پیچیده را غریف خوانند. || (ص) غرب غریف؛ دلو بزرگ بسیار آب گیر. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِخ) شمشیر زیدبن حارثه. (منتهی الارب) (تاج العروس). وی دربارهٔ همان شمشیر گوید: سیفی الغریف و فوق جلدی نثرة من صنع داود لها ازرار انفی به من رام منهم فرقة و بمثله قد تدرک الاوتار.؟ (تاج العروس).
[ غِ رْ یَ ] (ع اِ) درختی است نرم و سست. یا آن بردی (گیاهی) است. (منتهی الارب). شجر خوار و قیل البردی. (اقرب الموارد). لحاقبة الشوع و الغریف. (معجم البلدان).
[ غَ ] (اِخ) ابن عیاش دیلمی، تابعی است. (منتهی الارب). در تاج العروس آمده، غریف بن دیلمی تابعی است و به قولی غریف بن عیاش است و از اهل شام بود. از فیروز دیلمی روایت کند و از صحابه است و ابراهیم بن ابی عبلة نیز از وی روایت کند. (از تاج العروس).
[ غَ ] (اِخ) نام عابدی یمانی غیرمنسوب است. (منتهی الارب). عابدی است یمانی غیرمنسوب، و علی بن بکار از وی حکایت کند. (از تاج العروس).
[ غِ رْ یَ ] (اِخ) کوهی است مر بنی نمیر را. (منتهی الارب). نام کوهی است متعلق به بنی نمیر. خطفی جد جریربن عطیةبن الخطفی شاعر که نام وی حذیفه بود، گوید: کلفنی قلبی ما قد کلَّفا هواز نیات حللن غِرْیَفا اقمن شهراً بعد ما تصیَّفا حتی اذا ما طرد الهیف السَّفا قَرَّبن بزلاً و دلیلاً مخشفا اذا حَبَا الرمل له تَعَسَّفا یرفعن باللیل اذا ما اسجفا اعناق جنان و هاماً رُجَّفا. و عنقا بعد الکلال خیطفا.(از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «غریف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید