معنی غریرن
6 بازدید
[ غَ ری رَ ] (اِ) گل و لای سیاه که در بن حوضها و تالابها و ته جویها می باشد. (برهان قاطع) (آنندراج). غریزن. غریژنگ. غریفج. غریفژ. (برهان قاطع). لوش، در تداول محلی گناباد خراسان. ظاهراً مصحف غریزن است. رجوع به غریزن و حاشیهٔ برهان قاطع چ معین شود.
کلمات همقافیه با «غریرن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر