معنی غریة
7 بازدید
[ غَ ری یَ ] (اِخ) قریه ای است از اعمال زُرع از نواحی حوران. یعیش بن عبدالرحمن بن یعیش الضریر غروی بدانجا منسوب است. (از معجم البلدان).[ غُ رَیْ یَ ] (ع اِمصغر) مصغر غرا (سریشم، هرچه چیزی را بدان بیالایند). (از معجم البلدان). رجوع به غرا شود.[ غُ رَیْ یَ ] (اِخ) آبی است مر غنی را. (منتهی الارب). آب فراوانی است متعلق به قبیلهٔ غنی و نزدیک جبلة قرار دارد. (از معجم البلدان). در معجم البلدان همین شرح برای غزیه (به زاء معجمه) نیز آمده است.
کلمات همقافیه با «غریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر