معنی غریب آمدن
[ غَ مَ دَ ] (مص مرکب) شگفت آمدن. عجیب به نظر آمدن. شگفت جلوه گر شدن. غریب نمودن. استغراب. (تاج المصادر بیهقی): غریب نآیدش از من غریو گر شب و روز بناله رعد غریوانم و به صورت غرو.کسائی. نه آن میوه ای کو غریب آیدت کزو تا توانی نصیب آیدت.نظامی. رجوع به غریب نمودن شود.
کلمات همقافیه با «غریب آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر