معنی غریبشناس
6 بازدید
[ غَ شِ ] (نف مرکب) آنکه غریب را شناسد. رجوع به غریب شمار و حاشیهٔ ۲ همین صفحه شود.
کلمات همقافیه با «غریبشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر