معنی غریالسمک
5 بازدید
[ غَ رَسْ سَ مَ ] (ع اِ مرکب) رطوبت منجمدی است که در شکم ماهی بینی دراز که خنزیرالبحر نامند و امثال آن بهم میرسد و بعضی سیاه و برخی سفید است. گرمی و خشکی آن کمتر از غری الجلود و در جمیع افعال مانند آن است و مداومت آن از روزی یک مثقال تا دو مثقال جهت سل مجرب می باشد، و ضماد آن جهت شقاق رخسار و برص مفید است، و آنچه از نشاستهٔ برنج و امثال آن ترتیب دهند در منافع قریب به اصل آن است، و سریشم پنیر در صنایع غریبه عجیب الفعل است و در دستورات مذکور می باشد. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). ظاهراً صحیح کلمه غراالسمک است. رجوع به غرا و غراء و غراءالسمک شود.
کلمات همقافیه با «غریالسمک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر